به پايگاه اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از کشور خوش آمديد . --- اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

Skip Navigation Links
معرفی نهاد نمایندگی
زندگينامه هاExpand زندگينامه  ها
اخبارExpand اخبار
معارف اسلامیExpand معارف اسلامی
رهنمودExpand رهنمود
جشنواره قرآن
گردهمائی سالانهExpand گردهمائی سالانه
عمره دانشجوییExpand عمره دانشجویی
تالار گفتگو
شناختنامه کشورهاExpand شناختنامه کشورها
نگارستان
پايگاههاي مفيدExpand پايگاههاي مفيد
پرسش و پاسخ دانشجویی


سفرنامه

 
امام و دانشگاه
New Page 1 New Page 4 1 New Page 1 New Page 1

 

1)تحول در خود اشخاص                                     7)تعليمات همراه با ترببيت انساني

                                                                                                                     

2)دانشگاه مهد معنويت                                      8)مصون سازي کشور نتيجه تربيت انساني

 

3) تربيت انسان مومن                                        9)مؤمن نمودن قشر آتيه ساز

 

4)نقش دانشگاهها با ساختن انسان                  10)سمت و سوي الهي

 

5)كوشش براي درست كردن انسان                     11)دانشگاه زمينه ساز استقلال مملکت

 

6)دانشگاه عهده دار ساختن افراد                        12)انسانيت يک راه مستقيم است

 

 

1) تحول در خود اشخاص _____________________________________________________

 

ما مي خواهيم‚ آزادي در پناه قرآن ما مي خواهيم. استقلال ما مي خواهيم‚ آن استقلالي كه اسلام به ما بدهد‚ آن كه اسلام بيمه اش كند. تمام مقصد ما اسلام است‚ همه اسلام براي اينكه اسلام مبدا همه سعادت ها و همه قشرها را از ظلمات به نور مي رساند.

امور مادي‚ مقدمه اي براي هدايت و رشد انسان ها ما مي خواهيم يك جمعيتي نوراني پيدا بكنيم‚ يك قشرهاي نوراني كه وقتي وارد مي شويم در يك دانشگاهي‚ عملش نوراني‚ علمش نوراني‚ اخلاقش نوراني‚ همه چيزش نوراني باشد‚ الهي باشد. پيروزي نه براي اين است كه ما برسيم به يك مثلا آزادي‚ برسيم به يك استقلالي و منافع براي خودمان باشد‚ همين‚ همين ديگر تمام حالا كه ديگر منافع مال خودمان شد‚ ديگر كاري ديگر نداريم اينها مقدمه است‚ همه اش مقدمه اين است كه يك ملت انسان پيدا بشود‚ يك ملتي كه روح انسانيت در آن باشد پيدا بشود‚ تحول پيدا بشود در خود اشخاص. آن چيزي كه مطرح است پيش انبيا انسان است آن چيز‚ چيز ديگري نيست‚ انسان مطرح است پيش انبيا‚ چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست‚ همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. مي خواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد‚ همه چيز درست مي شود. رژيم ها به تبع خارجي ها مي خواستند كه در اين ممالك شرقي انسان درست نشود. آنها از انسان مي ترسند. آنها مي خواهند كه يك انساني پيدا نشود. انسان اگر پيدا شد زير بار زور نمي رود انسان‚ انسان اگر پيدا شد منافع مملكتش را به خارج نمي دهد‚ امين است انسان. انسان براي خدا كار مي كند و براي خداست. زندگيش براي خداست و مردنش هم براي خداست. يك چنين موجودي ممكن نيست كه براي اجانب خدمت بكند و به ضد كشور خودش قيام بكند. اينها نخواستند در دانشگاه هاي ما انسان درست بشود از انسان مي ترسيدند‚ كوشش كردند كه نيروي انساني ما را نگذارند رشد بكند‚ نيروي انساني ما را نگذارند جلو برود‚ كوشش كردند‚ با هر ترتيبي كه توانستند‚ با هر نقشه اي كه داشتند‚ عمده كارشان روي انسان ها بود كه انسان ها را نگذارند رشد بكنند. وقتي انسان تربيت نشد در يك مملكت‚ وقتي تمام نظر يك فرد به ماديت بود‚ وقتي تربيت‚ تربيت مادي بود‚ خوب‚ اين آدم مي خواهد كه داراي يك پارك باشد‚ اين از هر راهي شد بشود‚ اين فرقي به حالش نمي كند براي اينكه مادي است. آدم مادي همين جهت ماده را نگاه مي كند‚ كار ندارد كه اين ماده‚ اين پاركي كه پيدا شده است‚ اين اتومبيلي كه پيدا شده است از كجاست. هر چيز‚ خودش رامي خواهد‚ به مبداش كار ندارد. انسان الهي است كه اگر چنانچه يك چيزي را به او بدهند مي پرسد از كجاست چه هست استفاده اين آيا صحيح است يا نه اين اتومبيل آيا از راه حلال است يا حرام خيانت است يا امانت اين انسان است كه اين چيزها را پيشش مطرح است‚ ما هم اين را مي خواهيم. اين اشتباه است كه ما مي گفتيم كه يا مي گوئيم كه رژيم نباشد بس است ديگر‚ استقلال باشد بس است‚ آزادي باشد بس است‚ نخير‚ مساله اين نيست. ما همه اينها را فداي انسان مي كنيم. ما انسان مي خواهيم.

 

( صحيفه نور ج 7 صفحه 62 تاريخ سخنراني: 58/3/16)

2) دانشگاه مهد معنويت  _____________________________________________________

 

آنچه كه در اسلام مطرح است اموال نيست‚ ماديات نيست‚ معنويات است كه بايد از دانشگاه به همه اقشار سرايت بكند يعني‚ چه دانشگاه شما و چه دانشگاه روحانيون‚ اين دو قشر هستند كه تربيت امت به عهده اين دوقشر است‚ اين دو قشر از همه قشرها عملشان شريفتر و از همه قشرها مسئوليتشان بيشتر است‚ عمل شريف‚ براي اينكه مركز انسان درست كردن است دانشگاه بايد مركز درست كردن انسان باشد‚ چه دانشگاه روحاني و چه دانشگاه شما و اين يك امري بوده است كه انبيا عليهم السلام مامور بر همين امر بوده اند كه انسان درست كنند. كتب آسماني‚ همه كتب آسماني‚ براي انسان ساختن آمده است. اگر انسان ساخته بشود‚ همه چيز به صورت معنويت در مي آيد يعني ماديت هم به صورت معنويت در مي آيد. بعكس‚ اگر چنانچه قشرها شيطاني باشند و از دانشگاه ما و شما انسان هاي منحرف بيرون بيايد‚ معنويات هم به صورت ماديات در مي آيد‚ فاني در ماديات مي شود.

 

صحيفه نور ج 7 صفحه 59 تاريخ سخنراني: 58/3/16

3)تربيت انسان مومن  _______________________________________________________

 

ما هر دو طايفه بايد تربيت كنيم قشر جامعه را. ما احتياج به آدم داريم مملكت ما احتياج دارد به اينكه انسان درست بشود در آن‚ مومن باشد. اين آدمي كه از زير دستگاه شما يا از دستگاه ما بيرون مي آيد‚ اگر مومن باشد‚ ديگر نمي شود كه زير بار ظلم اجانب برود و يا تطميع بتوانند بكنند او را. اين تطميع ها و تهديدها را همه‚ آني كه تطميع مي شود و تهديدش آنها اثر مي كند آنهايي است كه ايمان ندارند. آني كه تقوا و ايمان دارد نه تطميع در او تاثير مي كند كه خيانت كند براي اينكه ببرد يك چيزي و نه تهديد در او اثر مي كند براي اينكه تهديدها را با خلاف تكليف كردن موازنه مي كند‚ مي گويد نبايد بكنم. اگر شما و ما دست به هم بدهيم و يك جامعه توحيدي به معناي اينكه همه معتقد به خدا‚ همه معتقد به اينكه يك وقتي جزا دارد كارها‚ همه معتقد و مومن به همه جهات‚ اگر ما و شما دست به هم بدهيم و جوان ها را مومن‚ متقي بار بياوريم مملكتمان تا آخر احيا مي شود و اگر چنانچه ما كوتاهي بكنيم‚ اين مسئوليت بزرگ را ما به دوش خودمان بكشيم و كوتاهي بكنيم در حق فرزندان اين مملكت‚ فرض كنيد چند روزي هم يك چيزي بشود و يك صورتي پيدا بكند‚ فردا بدتر از اين است‚ به دست اين اشخاصي كه اعتقاد ندارند‚ ايمان ندارند‚ توجه به مصالح كشور ندارند‚ فقط براي مصلحت خودش مي خواهد كار بكند. همه اينهايي كه اين بساط را‚ اين فضاحت ها را در ايران درست كردند و اين گرفتاري ها را براي ملت ما درست كردند براي اين بود كه ايمان در كار نبود. اگر ايمان در كار بود ممكن نبود كه يك آدم يك قراردادهائي درست كند كه حالا دولت ما گرفتارش هستند كه ما هر طرف قضيه را بگيريم ضرر دارد قراردادها جوري درست شده است كه هر طرف قضيه را مي گويند مي گيريم ضرر برايمان دارد‚ ماندند چه بكنند. اگر اينها ايمان داشتند‚ همه چيز يك مملكت را به باد نمي دادند براي اينكه چند تا قصر در خارج داشته باشند‚ چند تا بانك را در خارج پر بكنند. ايمان نبوده است كه اين كارها را كردند. مبدا همه خيرات و مبدا همه ترقياتي كه براي يك مملكت هست چه در جهت ماديت و چه در جهت معنويت اين است كه ايمان در كار باشد. بايد شما و ما دست به هم بدهيم براي قشر آتيه كه اينها مقدرات مملكت دستشان است ايمان ايجاد كنيم‚ شما از دانشگاه مومن بيرون بدهيد‚ ما از مدرسه ها مومن بيرون بدهيم نه عالم‚ عالم تنها فايده ندارد البته مومن تنها هم موثر خيلي نيست‚ خوب قشرهاي ديگر هم مومن هستند اما عالم وقتي مومن شد‚ عالم وقتي متقي شد آن است كه منشا خيرات و بركات است و حفظ يك كشور يا خداي نخواسته از آن طرف به باد دادن يك كشور است. بنابراين يك بار سنگيني به عهده ما و شماست و اين بار سنگين به عهده ما و شماست اگر چنانچه درست راه برديم و به آن شغلي كه داشتيم درست عمل كرديم و در كنار علم‚ ايمان را هم تقويت كرديم و برنامه ها‚ برنامه هاي سابق نباشد و يك تحول در برنامه ها پيدا بشود و كوشش كنيد كه برنامه هايي كه براي عقب نگه داشتن ما بوده است اين برنامه ها تغيير كند‚ البته در موقعش ما كوشش مي كنيم اما شما الان بايد كوشش كننيد.

صحيفه نور ج 6 صفحه 251  تاريخ:  58/3/3 

 

 

4)نقش دانشگاهها با ساختن انسان  ___________________________________________

 

نقش دانشگاه در هر كشوري ساختن انسان است. ممكن است از دانشگاه انساني خارج بشود كه يك كشور را نجات بدهد و ممكن است كه يك انسان درست بشود كه كشور را به هلاكت بكشاند. اين نقش مهم از دانشگاه مي باشد. مقدرات هر كشوري به دست دانشگاه و آنهائي كه از دانشگاه بيرون مي آيند هست. بنابراين دانشگاه بزرگترين موسسه موثر است در كشور و بزرگترين مسئوليت ها را هم دانشگاه دارد. اينكه اجانب به وسيله عمال شان اين كار را انجام دادند كه دانشگاه هاي ما را عقب نگه داشتند و به اصطلاح استعماري درست كردند‚ برنامه ها‚ برنامه هاي استعماري بود‚ اين براي ترس از دانشگاه بود. همين مطلب در روحانيت هم هست‚ روحانيت هم نقش دارد. در روحانيت هم ممكن است يك روحاني يك كشور را نجات بدهد و ممكن است يك روحاني يك كشور را به هلاكت برساند. اين دو قطب كه عبارت از قطب دانشگاه به معناي تمام كلمه‚ دانشگاه و روحانيت‚ اين دو قطب تمام سرنوشت يك ملت را در دست دارند. و لهذا كار از همه كارها بالاتر و شريفتر است و براي اينكه كار‚ همان كار انبياست. همه انبيا براي آدم سازي آمده اند. قرآن كريم يك كتاب آدم سازي است. همه انبيا آمده اند كه آدم ها را درست كنند‚ با درست كردن آدم همه بساط درست مي شود. اين دوقطب كه هر دو مامور آدم سازي هستند‚ قطب دانشگاه مامور آدم سازي هست و قطب روحانيت مامور آدم سازي هست و كارشان شريفترين كارهاست و براي اينكه همان كارها انبياست و هم مسئوليت شان بالاتر از همه مسئوليت هاست براي اينكه دراينجا همه چيز درست مي شود. تمام نظر اجانب به اين دو قطب دوخته شده است منتها هر جا را يك جور كوبيدند. رضا خان كه آمد شماها هيچ كدام يادتان نيست‚ من ديدم. از اول رضاخان كه آمد بعد از چندي كه ابتدائا به صورت يك مسلمان و يك آدم مثلا ملي‚ وقتي كه پايه حكومتش محكم شد‚ اول حمله اي كه كرد به روحانيين كرد‚ اينها را از همه طرف و از هر طرفي كوبيد به طوري كه من در فيضيه يك جلسه درس داشتم‚ يك روز كه رفتم ديدم يك نفر است‚ گفتم چطور گفت كه همه شان فرار كردند. قبل از آفتاب از مدرسه و از حجره ها فرار مي كردند و آخر شب بر مي گشتند منزل براي اينكه نمي توانستند‚ پليس مي آمد و مي گرفت و مي بردشان يا لباس شان را مي كند‚ يا التزام از ايشان مي گرفت و يا حبس شان مي كرد .

 

صحيفه نور ج 7 صفحه 81 تاريخ سخنراني: 58/3/21

 

5) كوشش براي درست كردن انسان  ____________________________________________

 

شما دانشگاهي ها كوشش كنيد كه انسان درست كنيد. اگر انسان درست كرديد مملكت خودتان را نجات مي دهيد. اگر انسان متعهد درست كرديد‚ انسان امين‚ انسان معتقد به يك عالم ديگر‚ انسان معتقد به خدا‚ مومن به خدا‚ اگر اين انسان در دانشگاه هاي شما و ما تربيت شد مملكتتان را نجات مي دهد. بنابراين‚ كار‚ كار بسيار شريف و مسئوليت‚ مسئوليت بسيار زياد. الان اين مسئوليت به دوش ما و شماست. اين مسئوليت بزرگ‚ يعني سعادت ملت را شما و ما بايد بيمه كنيم‚ قشر روحاني و قشر دانشگاهي. سعادت ملت را شماها بايد بيمه كنيد‚ اين مسئوليت به دوشتان آمده‚ نرفتيد زارع بشويد‚ اگر زارع بوديد‚ مسئوليت داشتيد اما نه اين مسئوليت را. اگر يك كاسبي بوديد‚ مسئوليت داشتيد درحدود شعاع خودتان اما الان مسئوليت‚ مسئوليت يك ملت است‚ مسئوليت يك كشوراست‚ مسئوليت براي اسلام است. مقابل خدا‚ الان همه مسئوليم. بايد همه ما كوشش كنيم‚ دانشگاه كوشش كند‚ دانشگاه هاي ديني كوشش كنند‚ دانشگاه هاي علمي شما كوشش كنند انسان درست كنند.  همه دنبال اين باشيد‚ انسان. اگر انسانيت را استثنا بكنيد يك فردي درست بكنيد دانشمند يك  طبيبي كه بهتر از همه اطباي دنياست اگر اين وجهه انساني نداشته باشد همين طبيب مضر است‚ همين طبيب وقتي كه مي خواهد يك كسي را معالجه كند دنبال منافع است‚ نه دنبال معالجه‚ دنبال آن است از اين چقدر در مي آيد‚ هر چه بشود بيشتر بدوشد او را. اگر يك طبيب درست كنيد كه انساني بار بيايد‚ او دنبال معالجه است‚ نه دنبال اينكه از اين چقدر در مي آيد. قضيه كسب نيست‚ قضيه علاج انساني است‚ الهي است. يك طبيب مي تواند معالجه اش الهي باشد‚ مي شود معالجه اش شيطاني و طاغوتي باشد. معالجه طاغوتي‚ اينكه برود دنبال اينكه چقدر از اين درمي آيد چقدر ما قضيه استخوان لاي زخم چقدر ما مي توانيم از اين استفاده كنيم‚ هر چقدر مي توانيم استفاده كنيم معطلش كنيم. الهي‚ مي خواهد اين را نجات بدهد ولو چيزي گيرش نيايد مي خواهد اين را نجات بدهد. اگر در دانشگاه شما انسان درست شد او مي خواهد ملت را نجات بدهد در فكر اين نيست كه خودم چي باشم‚ مقام خودم چي باشد مي خواهد نجات بدهد و اگر طاغوتي شد مي خواهد استفاده كند‚ نمي خواهد نجات بدهد‚ مي خواهد خودش را‚ براي خودش كار كند‚ نه براي كشور. 

  كوشش كنيد كه الان همه مسئول هستيم و بايد همه از اين عهده مسئوليت بيرون بيائيم و همه بايد خدمت كنيم. الان مملكت ما محتاج به خدمت است‚ چه آنهائي كه انسان مي خواهند درست كنند و نيروي انساني در دست آنهاست و چه آنهائي كه در قشرهاي ديگر هستند. همه بايد به اين مملكت خدمت بكنيم بلكه اين آشفتگي هائي كه هست اين آشفتگي ها انشاي الله از بين برود و شما به يك مملكتي از خودتان باشد خودتان در آن خدمت بكنيد‚ براي ملت خودتان و خودتان و عمده اينكه براي نجات كشورتان و براي خدا. خداوند همه شما را انشاي الله موفق كند و همه ما را به خدمتگزاري براي كشورمان براي ملتمان موفق كند. 

  امام در جواب سوال يكي از حضار فرمودند: من ديگر وقت اينكه حالا بنشينم و هي صحبت كنم ندارم‚ من حرف هايم همين هاست. من عرض مي كنم ديگر‚ من الان ديگر حالم مقتضي نيست‚ حرف هاي ما همين هاست‚ ديگر بيشتر از اين ما حرفي نداريم. 

 

صحيفه نور ج 7 صفحه 63 تاريخ سخنراني: 58/3/16 

 

 

6)دانشگاه عهده دار ساختن افراد_______________________________________________

 

 بايد يك مملكتي كه عهده دار تربيتش دانشگاه است‚ چه دانشگاه روحاني و چه دانشگاه شما‚ عهده دار انسان سازي باشد كه وقتي جوان ها از دانشگاه بيرون آمدند انسان بيرون آمده باشند‚ غربي نباشند‚ اسلامي باشند.  آزادي كه غرب مي خواهد‚ يك آزادي بي بند و بار است هر كه كاري دلش بخواهد مي كند‚ يك آزادي است كه مخالف با اخلاق است مخالف‚ با سنن انساني است‚ نه يك آزادي محدودي كه روي قواعد و روي چهارچوب قوانين باشد. آنها يك همچو آزادي مي خواهند. جمهوري دموكراتيك كه اين آقايان مي خواهند همان جمهوري طرز جمهوري هاي غرب را مي خواهند. مملكت ما آنقدر خون داده اند كه حالا بشود يك مملكت غربي!! مردم ما براي اسلام خون داده است‚ براي اسلام اينقدر تحمل زحمت كشيده اند كه يك مملكت اسلامي درست بشود‚ يك قوانين اسلامي در كار باشد‚ قوانين غربي ما نمي خواهيم. ما نمي خواهيم تربيت‚ تربيت غربي باشد.

 

 صحيفه نور ج 7 صفحه 83 تاريخ سخنراني: 58/3/21

 

7)تعليمات همراه با تربيت انساني ______________________________________________

 

مهم در دانشگاه ها‚ دانشسراها‚ تربيت هاي معلم‚ تربيت هاي دانشجو‚ اين است كه همراه با تعليمات و تعلمات‚ تربيت انساني باشد. چه بسا اشخاصي كه در علم به مرتبه اعلا رسيده اند لكن تربيت انساني ندارند‚ كه يك همچو اشخاصي ضررشان بر كشور‚ ضررشان بر ملت‚ ضررشان بر اسلام‚ از ديگران زيادتر است.

 آن كسي كه دانش دارد لكن دانشش توام با يك تهذيب اخلاق و يك تربيت روحي نيست. اين دانش موجب اين مي شود كه ضررش بر ملت و كشور زيادتر باشد از آنهائي كه دانش ندارند. همين دانش را يك شمشيري مي كند در دست خودش و با آن شمشير دانش ممكن است كه ريشه يك كشور را از بين ببرد و قطع كند.

نوك تيز حمله اجانب هميشه متوجه دو قشر روحاني و دانشگاه بوده است  ،  اينكه خارجي ها‚ كارشناس هاي اجانب‚ آنهائي كه مي خواستند اين مملكت ها را غارت كنند عنايت زيادشان به دو جبهه بود‚ يكي جبهه روحانيون‚ يكي جبهه دانشگاه ها‚ براي همين نكته بود كه اين دو جبهه اگر چنانچه يك تربيت صحيح بشوند كه در پهلوي علم‚ تربيت و عمل صحيح باشد‚ آنها اين معنا را فهميدند كه اگر اين دو جبهه به آنطوري كه بايد باشد‚ بشود‚ دست آنها از منافع كوتاه خواهد شد.

 اگر يك دانشگاه صحيح ما داشته باشيم يا يك جبهه روحاني به تمام معنا روحاني داشته باشيم‚ نخواهد اجازه داد به اجانب كه همه حيثيت يك مملكت را از بين ببرند‚ از اين جهت چون اين دو جبهه را آنها براي خودشان خطر مي دانستند‚ حمله شان به اين دو جبهه بود منتها فرم حمله شان فرق داشت. در زمان رضاخان كه من يادم است و اكثر شما يادتان نيست‚ در آن زمان با سرنيزه حمله مي كردند و لهذا حمله مي كردند مدارس را‚ افراد را مي گرفتند مي بردند‚ عمامه ها را بر مي داشتند‚ لباس ها را مي كندند‚ مدرسه ها را مي بستند‚ مساجد را تعطيل مي كردند‚ مجالس را تعطيل مي كردند‚ مجالس وعظ و روضه و اينها را بكلي از بين بردند‚ به خيال اينكه با اين فرم مي شود از بين برد. 

 

 صحيفه نور ج 7 صفحه 215 تاريخ سخنراني:  58/4/6

 

8)مصون سازي کشور نتيجه تربيت انساني ________________________________________

    

  آن كه در مغز و كتاب هست‚ تعليمات هست, لكن مربا به تربيت انساني نيست اين ضرر دارد براي جامعه‚ چه در جانب ما باشد و چه در جانب شما باشد هيچ فرقي نيست‚ چه علوم اسلامي و فلسفه اعلا باشد و چه علوم طبيعي و امور مربوط به طبيعت باشد. اگر همراه با تعليم‚ تربيت نباشد‚ همراه با تعلم تربيت نباشد‚ تربيت انساني نباشد يك حيواني هست كه انباري از معلومات دارد. اكثر اين دين هائي كه باطل بوده و درست شده است‚ به وسيله اهل علم درست شده است‚ غير اهل علم دين سازي نكرده اهل علم دين سازي كرده و بسيار از اين خيانت هايي كه به كشور ما شده است از همين درس خوانده هاست. اين درس خوانده ها هستند كه كمك كردند به دستگاه و دكترها و نمي دانم كذا و اينها كمك كردند به دستگاه و پنجاه سال مملكت ما را به باد فنا دادند. 

 اگر دانشگاه ها درست نشود و مدرسه هاي ما هم درست نشود اميد اينكه يك جمهوري اسلامي ما پيدا بكنيم نداريم. اگر اين دو قشر تربيت شدند به طوري كه اسلام مي خواهد‚ تربيت انساني شدند‚ هم مملكت ما مصون مي شود از تصرف شياطين و روي چرخ خودش گردش مي كند بدون وابستگي به خارج و بدون خيانت هاي داخلي و هم ترقيات حاصل مي شود براي شما. مهم در دانشجويي و در دانشياري و در استادي و در شاگردي و در تربيت‚ در علم اين است كه يك تربيت صحيح همراه علم باشد‚ عالم تربيت شده به تربيت انساني‚ كه همان تربيت اسلامي است. كوشش كنيد كه هر قدمي كه براي علم بر مي داريد‚ براي عمل ظاهري و براي اعمال باطني‚ ايجاد تقوا در خودتان‚ ايجاداستقامت‚ امانت در خودتان بكنيد كه وقتي از دانشگاه انشاي الله بيرون مي آييد يك انساني باشيد كه هم معلومات داشته باشيد و هم امانتدار باشيد. براي معلوماتتان‚ هم امانتدار باشيد و هم تزكيه نفس كرده باشيد‚ نفس خودتان را مهار كرده باشيد. نفس انسان سركش است و سركشي آن انسان رابه زمين مي زند. همانطوري كه انسان اگر سوار يك اسب سركش باشد و مهار نداشته باشد اين اسب سركش انسان را به هلاكت مي رساند‚ نفس انسان بدتر از هر سركشي است. سركشي نفس‚ انسان را به هلاكت مي رساند. هر قدمي كه براي تعليم و تعلم بر مي داريد همراه آن قدم‚ قدم باشد براي مهار كردن نفستان كه از اين سركشي كه دارد و آزادي كه براي خودش فرض مي كند كه هيچ مهاري در كار نباشد خودتان مهار كنيد نفس خودتان را. اگر يك همچو تعليم و تربيتي در يك كشوري باشد اين كشور مي تواند مستقل باشد‚ مي تواند آزاد باشد‚ اقتصادش را مي تواند تامين كند‚ مي تواند فرهنگش را درست كند و مي تواند همه چيزش را اصلاح كند يك همچو كشوري ديگر حكومتش نمي تواند معوج بشود‚ ارتشش نمي تواند زورگو باشد‚ ژاندارمري اش نمي تواند تعدي بكند‚ شهرباني اش نمي تواند خلاف بكند. عمده اين است كه از دانشگاه ها‚ چه دانشگاه هاي علوم جديد باشد و چه دانشگاه هاي علوم قديمه باشد‚ كه مقدرات يك مملكت دست اين دو قشر است‚ از اينها انسان بيرون بيايد‚ نه چهارپايي و بر دوشش كتابي چند‚ اينطور نباشد كه تعلم باشد‚ دنبال دقايق علوم‚ شما در طرف علوم طبيعي و اين طايفه هم در طرف علوم فقهي و الهي‚ دقايق علوم را بررسي كنيد لكن از آن جهالاتي كه در نفس است.

 

صحيفه نور ج 8 صفحه 51تاريخ: 58/4/16

  

9) مومن نمودن قشر آتيه ساز__________________________________________________

 

بايد شما و ما دست به هم بدهيم و براي قشر آتيه كه مقدرات مملكت را به دست مي گيرند ايمان ايجاد كنيم. شما از دانشگاه مومن بيرون بدهيد و ما از مدرسه ها مومن بيرون بدهيم. بنابراين وظيفه سنگيني به عهده ما و شما است و اين وظيفه سنگين را اگر درست انجام داديم و به شغلي كه داريم درست عمل كرديم‚ در كنار علم ايمان را هم تقويت كرديم.

 

صحيفه نور ج 11 صفحه 98 تاريخ: 58/10/4

 

10)سمت و سوي الهي  _____________________________________________________

 

دانشگاه را بايد رو به خدا و معنويت ببريد و همه درس ها هم خوانده بشود   دانشگاه را بايد شما رو به خدا ببريد‚ رو به معنويت ببريد و همه درس ها هم خوانده بشود‚ همه درس ها هم براي خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد كه شما براي اين كار برويد و اين كار را بكنيد در كارتان موفقيد‚ چه برسيد به مقصدتان‚ چه نرسيد به مقصدتان. يا اگر براي خودتان باشد ممكن است كار‚ بسيار كار عادي باشد اما براي ديگران نفع دارد‚ براي شما نفع ندارد‚ گاهي براي شما ضرر دارد‚ براي ديگري نفع دارد‚ براي شما ضرر دارد و گاهي براي شما نفع دارد‚ براي ديگران ضرر دارد. شما مي خواستيد يك كار خوبي بكنيد نشده است و كار بد شده است اما شما مي خواستيد خوب انجام بدهيد. اين معنا را ما بايد هميشه در ذهنمان باشد و توجه به اين داشته باشيم تا موفق در امور بشويم‚ در هر كاري موفق بشويم. من ادعا نمي كنم كه امثال من يك همچو چيزي هستيم‚ نه‚ ما آدم هاي ناقصي هستيم‚ بايد برويم تحصيل كنيم‚ تحصيل كمال بكنيم. اما مردم بودند در بين شان كه يك همچو اشخاصي بودند‚ لااقل ما مي دانيم انبيا بودند‚ اوليا خدا بودند كه اين جور بودند‚ براي او بوده هر چه كار كردند‚ نه اين است كه براي حكومت بوده است يا براي چي بوده. مي رفتند دنبال حكومت براي اين كه از دست جاهلين بگيرند‚ فشار مي آوردند كه از دست جاهلين بگيرند‚ لكن نه از دست جائرين بگيرند كه خودشان حاكم باشند‚ از دست جائرين مي گيرند كه عدالت الهي را اجرا بكنند. اين كار‚ كار انبيا بوده‚ عدالت الهي را مي خواستند ايجاد كنند لله تعالي. از اين جهت كه لله تعالي بوده است و خالص بودند آنها‚ الهي بودند خودشان‚ كارهاشان اين طوري بوده. ما ناقصيم‚ ما اعتراف مي كنيم پيش خدا كه ما ناقصيم‚ تا آخر هم نمي توانيم اين طور كمال را پيدا بكنيم. اما بايد فكر باشيم كه‚ دنبال اين معنا باشيم‚ همچو نباشد كه پشت بكنيم به اين معاني‚ دنبال اين معنا باشيم كه ما يك كاري كه مي كنيم براي خدا باشد. و من اميدوارم كه موفق بشويد وقتي كه يك همچو انگيزه اي باشد‚ حتي در آن كارهايي كه پيشتر نمي توانستيد انجام بدهيد با اين انگيزه انجام بدهيد‚ با اين انگيزه اي كه عرض مي كنم قدرت به انجام پيدا بكنيد. خدا تائيد مي كند يك همچو انگيزه اي را‚ يك همچو كاري را تائيد

 

صحيفه نور ج 19 صفحه 256 تاريخ: 64/9/19

 

11)دانشگاه زمينه ساز استقلال مملکت__________________________________________

 

اگر دانشگاه ها درست نشود و مدرسه هاي ما هم درست نشود اميد اينكه يك جمهوري اسلامي ما پيدا بكنيم نداريم. اگر اين دو قشر تربيت شدند به طوري كه اسلام مي خواهد‚ تربيت انساني شدند‚ هم مملكت ما مصون مي شود از تصرف شياطين و روي چرخ خودش گردش مي كند بدون وابستگي به خارج و بدون خيانت هاي داخلي و هم ترقيات حاصل مي شود براي شما.

 صحيفه نور ج 8 صفحه 51تاريخ: 58/4/16

 

12)انسانيت يک راه مستقيم است _____________________________________________

 

 از آن سركش هايي كه در نفس است غفلت بكنيد.اگر غفلت بكنيد هر قدمي كه در علم برداريد از انسانيت دور شده ايد‚ هي دورتر. انسانيت يك راه مستقيمي است‚ يك راه مستقيم كه اگر از اين طرف كسي برود معوج است و بر خلاف انسانيت است و اگر از آن طرف هم برود بر خلاف است و آن كسي كه اعوجاج پيدا كرد و راه مستقيم نرفت‚ هر چه پيش برود دور مي شود از راه انسانيت. مثل اين مي ماند كه يك خط مستقيم بكشيد‚ دو خط اينطور‚ هر چه اين خط جلوتر برود‚ از خط مستقيم دورتر مي شود. هر چه درس بخوانيد و بخوانيم‚ اگر چنانچه به راه مستقيم نباشيم و مهار نكنيم معلومات خودمان را و مهار نكنيم نفس خودمان را و در اين راه مستقيم نكشيم نفس را‚ هر چه معلومات زيادتر بشود‚ از انسانيت‚ انسان دورتر مي شود و مشكلتر مي شود انسان خودش را برگرداند. شما كه الان جوان هستيد و قواي جواني را الحمدلله داريد و مبتلاي به سستي پيري نشديد زود مي توانيد خودتان را اصلاح كنيد. خيال نكنيد كه بگذاريم آخر عمر‚ آنوقت توبه كنيم. آخر عمر توبه ممكن نيست براي آدم‚ اگر از اول عمر دنبال قضيه نباشد‚ خودش‚ خودش را نسازد‚ آخر عمر ديگرنمي تواند‚ قواي شيطاني در انسان ريشه كرده و قوي شده و قوه خود آدم ضعيف شده و اراده اش ضعيف شده و كاري از او نمي آيد. جوان ها قدر جواني شان را بدانند كه صرف كنند در علم و در تقوا و در سازندگي خودشان كه اشخاص امين صالح بشوند كه مملكت با اشخاص امين صالح مي تواند مستقل باشد. همه اين پيوستگي هايي كه ما به خارج پيدا كرديم‚ دنبال اين بود كه ما رجال صالح نداشتيم‚ آنوقت اگر رجال صالحي بودند‚ كنار بوند‚ كنار گذاشته بودند‚ آنهايي كه در ميدان بودند آنها رجال صالح نبودند‚ دانشمند هم بودند اما رجال صالح نبودند‚ به درد مملكت نمي خوردند و آنها بودند كه ما را پيوسته به خارج كردند و سال هاي طولاني مملكت ما در حلقوم خارجي منافعش فرو رفت و به ما آن كردند كه الان مي بينيد كه هيچ نداريم. شماها ذخائر اين مملكت هستيد‚ جوانيد‚ دانشجو هستيد‚ ذخيره اين مملكت هستيد طوري بكنيد كه اين ذخيره ها براي مملكت مفيد واقع بشود و خودتان را اصلاح بكنيد تا انشاي الله يك انسان هاي متعهد صحيح العمل امين‚ كشورتان دست خودتان و خودتان اداره اش بكنيد. آدم امين را هيچ كس نمي تواند معوجش كند‚ اشخاصي كه اعوجاج دارند اينها امانت ندارند‚ اينها صلاحيت ندارند. 

 

صحيفه نور ج 8 صفحه 52تاريخ: 58/4/16

 

 

 

 
nahade rahbari

نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور


پست الکترونيک : INFO@NAHADIRAN.IR  |  تلفن : +98 66467701 | فکس : +98 66977241