عصر زیستن در فضای بریدن

عصر زیستن در فضای بریدن 00 نظر

با نام و یاد خدای بزرگ و مهربان و سلام و عرض ادب خدمت دوستان نازنینم، دانش‌جویان و استادان و حضار گرامی، موضوع صحبت بنده همانطور که اعلام نمودند درمورد نقش و جایگاه دانش‌جویان و دانش‌آموختگان ایرانی است که در دانشگاه‌های خارج از کشور تحصیل نموده‌اند، بنده می‌خواهم این نقش و جایگاه را از منظر فرهنگی توضیح دهم، بحث بنده عمدتاً مبتنی بر این نکته است که یک دانش‌جوی ایرانی که برای تحصیل به دانشگاه‌های اروپا یا آمریکا و یا کشورهای دیگر اعزام می‌شود، آیا فقط او برای کسب یک دانش فنی و تخصص است...
برند شهری ایجاد تداعیات عاطفی، ذهنی وروانی با شهر مورد نظر است

برند شهری ایجاد تداعیات عاطفی، ذهنی وروانی با شهر مورد نظر است 00 نظر

مهندس علی کرباسی اهل و ساکن شهر تبریز و اولین دانش آموخته برند شهری ایران از دانشگاه لیون فرانسه است. وی بعد از سالها تحصیل و مطالعه وگذراندن دوره های مختلف علمی و عملی در رشته برند شهری در دانشگاه لیون فرانسه به سرزمین مادری خود برگشته تا نتایج این مطالعات را در شهر تبریز و کشورمان بکار گیرد.
چند کلمه در چرایی اعتراضات اخیر

چند کلمه در چرایی اعتراضات اخیر 00 نظر

کارشناسانی که ماجرای چرایی اعتراضات اخیر را مورد کنکاش قرار داده‌اند، دلایل بسیاری را برای آن برشمرده‌اند. اما آن‌چه به عنوان اولین دلیل و شاید مهم‌ترین دلیل در بین همه‌ی این تحلیل‌ها به چشم می‌خورد مشکلاتی است که قاطبه‌ی قشر ضعیف و متوسط ایران به واسطه‌ی مسایل اقتصادی این روزها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. مشکلاتی که کم هم نیستند. مسئله‌ای که البته در تمامی سخنان مسئولین امر خوش‌بختانه مورد پذیرش قرار گرفته است. این کارشناسان البته نقطه شروع اعتراضات را به ورشکستگی، انحلال و یا تجمیع برخی موسسات غیر مجاز نظیر کاسپین، فرشتگان و ... می‌دانند که در پی آن تجمعاتی از سوی مالباختگان این موسسات در تهران، مشهد و دیگر شهرها برگزار شد.
فاتح خرمشهر

فاتح خرمشهر 00 نظر

محمود فرزند یک روحانی بود و پسرش را در همان دوران کودکی با قرآن آشنا کرد. محمود در اصفهان دوره ابتدایی را تمام کرد و وارد دبیرستان احمدیه حکیم سنایی این شهر شد؛ در سال 1356 با نمرات عالی مدرک دیپلم خودش را گرفت. در همان دوران دبیرستان بود که به ماهیت طاغوتی رژیم شاهنشاهی پی برد. در مجالس سخنرانی‌ استاد پرورش و آیت الله طاهری شرکت می‌کرد و اطلاعات خودش را در زمینه مسائل سیاسی بالا می‌برد. محمود ارتباط تنگاتنگی با شهید اژه‌ای داشت و فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی را در مسجد شفیعی و همراه با دوستان مسجدی‌اش انجام می‌داد.
مرثیه‌ای بر جان‌های بیمار خود در ماجرای آزاده نامداری

مرثیه‌ای بر جان‌های بیمار خود در ماجرای آزاده نامداری 00 نظر

درباره‌ی آن‌چه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جمعی از خانم آزاده‌ نامداری دیدیم و یا شنیدیم ذکر چند نکته لازم است. اول آن‌که در آیین مسلمانی هیچ کس از خطا و گناه ایمن نیست و این موضوع آن چنان است که حتی در قران نیز بر آن تاکیده شده است. چنان‌که خداوند در سوره یوسف صریحا می‌فرماید؛ که اگر ما او را از گناه باز نمی‌داشتیم چه بسا به گناه آلوده می‌شد. و یا در سخنی از امام سجاد(ع) منقول است که فرمودند:« لولا انکم تذنبون فتستغفرون الله لخلق الله خلقا حتی یذنبوا ثم یستغفروا الله فیغفرالله لهم؛
ماجراهای ترامپ و تمدید برجام!

ماجراهای ترامپ و تمدید برجام! 00 نظر

دونالد ترامپ تلاش می‌کند سرنوشت برجام را به‌وسیله‌ی تصمیم‌های کودکانه‌اش بدست بگیرد. تصمیم‌هایی که آشکارا متن و روح این توافق بین‌المللی را نقض می‌کنند. با تمامی این احوال، ترامپ مجبور شد باز هم تحریم‌های ضد انسانی آمریکا بر علیه ایران را برای چهار ماه دیگر تعلیق کند، اما این بار طی بیانیه‌ای که از سوی وزارت خزانه‌داری این کشور قرائت شد، محدودیت‌های جدیدی علیه ایران، و به بهانه‌ی نقض حقوق بشر و برنامه‌های دفاعی-موشکی ایران اعمال شده است.
لوله‌ی تفنگ بر شقیقه‌ی متحد قدیمی

لوله‌ی تفنگ بر شقیقه‌ی متحد قدیمی 00 نظر

انگلا مرکل، صدر اعظم آلمان می‌گوید: زمان آن رسیده است که اروپا راه خود را از ایالات متحده جدا کند. این سخنان صدر اعظم البته اولین بار نیست که مطرح شده است، واقعیت این است که دولت جدید ایلات متحده با رویکردی که رئیس جمهور جدید در پیش گرفته هیچ حد و مرزی را در شکستن حریم‌های دولت‌ها و ملت‌های دیگر قایل نیست. اثبات این مدعا کار چندان دشواری نیست.
هم‌شاگردی سلام...

هم‌شاگردی سلام... 00 نظر

«روز اولی که ما را به دبستان بردند، روز خوبی بود. روز شلوغی بود، بچه‌ها بازی می‌کردند، ما بازی می‌کردیم. اتاق ما، کلاس خیلی بزرگی بود، به چشم کودکی من. تعداد بچه‌های کلاس اول زیاد بود، حالا که فکر می‌کنم، سی نفر یا چهل نفر بودیم. روز پر شور و شوقی بود. خاطره بدی از آن روز ندارم. البته چشم من ضعیف بود، ولی کسی نمی‌د‌انست و خود من هم نمی‌دانستم. فقط متوجه بودم که بعضی چیزها را درست نمی‎بینم. سال‌ها گذشت تا این که من خودم متوجه شدم چشم‌هایم ضعیف هستند و شاید حدود سیزده سال داشتم که پدر و مادرم برایم عینک تهیه کردند. لکن در این دوره شروع دبستان، من این مشکل را داشتم و این نقص را تحمل می‌کردم. قیافه معلم را به خوبی نمی‌دیدم، تخته سیاه را که روی آن می‌نوشتند، به درستی نمی‌دیدم. این‌ها در کار تحصیل من مشکلاتی پدید آورده بود. حالا خوشبختانه بچه‌هایی که چشمشان ضعیف است در کودکی شناخته می‌شوند و برایشان عینک می‌گیرند. آن‌وقت در هیچ مدرسه‌ای چنین کارهایی مرسوم نبود. البته این مدرسه ما یک مدرسه غیردولتی و یک مدرسه دینی بود که معلمین و مدیرانش از افراد متدین انتخاب شده بودند. و با برنامه‌هایی اداره می‌شد که اندکی از مدارس معمولی آن زمان دینی‌تر بود...»